تبليغاتX
مینویسیم..بنویسیم..و درست بخوانیم
مینویسیم! خاطرات را مینویسیم و عکس ها را آپلود میکنیم! تا یادمان نرود...
نسخه جدید کنسول Play station 3 که باریکتر است تا ماه سپتامبر عرضه خواهد شد.

کنسول بازی پلی استیشن 3 ، مدل لاغر

اما سایت Game stop اعلام کرد کسانی که از سایت این کنسول را سفارش دهند میتوانند زودتر این کنسول را داشته باشند.

درصفحه فروش PS3 می بینید و قبلا هم اعلام شده بود.قیمت این کنسول فقط ۲۹۹ دلار است.

بنابراین میتوان توقع داشت که تا هفته دیگر کنسول PS3 لاغر , کمی زودتر از آنچه گفته شده بود به خانه ها راه یابد.

سونی اعلام کرده است که این کنسول نسبت به کنسول قبلی خود ۳۳ درصد کوچکتر و ۳۶ درصد سبک تر است.


©علی حمیدی™

+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 16:20  توسط علی  | 

 
علی جون من الان نوشتنم نمیاد، به جاش برات این عکس تاریخی رو میذارم:



علی حمیدی و علی حجتی

* اگه تونستی سال گرفته شدن عکس رو بگو.

©علی حمیدی™
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 15:33  توسط علی  | 

من چون روزی  2 ساعت از عمرمو تو اتوبوس تلف میکنم هر بار سعی میکنم خودمو به یک کاری مشغول کنم که حوصلم سر نره

یه روز اهنگ گوش میدم یه بار با خودم حرف میزنم طبیعتا زمان امتحانام درسامو دوره میکنم اما بدون شک مفید ترین کاری که انجام میدم مطالعه خارج از درسیمه

 

اتفاقا این هفته کتاب تفیر سوره یوسف یا جمال انسانیت صالحی رو گرفته بودم بخونم.نور کافی نبود وبه شکل عجیبی ام اب میچکید رو صفحه های کتاب (امیدوارم اتوبوس 2 طبقه نبوده باشه) کتاب به شکل داستان روایی و با متن ادبی که کمتر پژوهشگر دینی بتونه در بیاره نوشته شده بود. داستان تقریبا همون داستا یوزارسیف معروف بود اما در پاورقی هاش نکات جدیدی هم پیدا میشد.مثلا این که کحب الاحبار که نومسلمان یهودی بوده سعی میکرده آیات قران رو به شکل تورات تفسیر کنه که بعضی جاهاش نمیخونه که یکیش همین فروختن  یوسف توسط برادراشه که میگه  غیر ممکنه.

امیدوارم منظورمو رسونده باشم.

                                              alihoj

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 23:49  توسط علی  | 


یکی از مشکلاتی که من و علی خیلی ازش ضرر کردیم همین بعد جغرافیایی ما ودوری همیشگیمان است . از طرفی خانواده هایمان هم اجازه مسافرت و دید وبازدید تک نفره را نمیدهند که باعث شده نتوانیم روابطی در حد فامیلی هم داشته باشیم (چه برسد به ما که ...)
برای همین سعی میکنیم از فرصت ههای کنار هم ( که غالبا ناخواسته (از خدا خواسته!) پیش میآید) نهایت بهره را ببریم. که به نظر من چندان هم موفق نبودیم.
این شد که وقتی فهمیدم که در چند صباحی که من مشهدم علی نیز همراه خانواده اش آن جاست پس از خوشحالیهای اولیه با خودم این طور براورد کردم که شاید پیچاندن برنامه های دانشگاه کار صحیحی نباشد از طرفی علی هم خانوادگی آمده بود وطبیعتا ضوابطی داشت پس وقت اندک بود و بایستی وقت های مرده را زنده کرد بدین صورت که وقت های نماز که همه حدودا 1.5 ساعت وقت سر آن تلف میکنند. با صرفه جویی در وقت یک ساعت آن را به گشت وگذار و خوشی بپردازیم و در عوض شبها را تا صبح به نیایش  مشغول گردیم .البته این نظر من بود و علی هم لابد حرف هایی داشت....

 
-----------------------------------------------------------
آیا موفق به انجام این برنامه به ظاهر فوق العاده شدیم؟
آیا دیگران مانع اجرای آن نمیشوند؟
آیا در نظر نگرفتن زمانی برای خواب خللی در اجرای برنامه ها صورت نمیدهد(به بیان دیگر آیا علی برای نماز صبح بیدار میشود؟

برای یافتن پاسخ کافیست اندکی صبر کنید
                                                    AliHoj
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 22:53  توسط علی  | 

hello world.
i am alihoj.
one of the writers.


hi. i'm ali hamidi. another writer of this blog
--------------------------------------------------------------
این یک وبلاگ گروهی است. و ما دو نفر نویسندگان آن هستیم.
مینویسیم... مینویسیم تا یادمان نرود
علی حمیدی + علی حجتی
بهمن 1387

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 21:56  توسط علی  |